یاد بود

نوشته شده در

  مراسم یاد بود مجید فلاح زاده روز شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۶ کارگردان تآتر، پژوهشگر تاریخ و هنر (مجموعه‌ی سه مجلدی،«تاریخ اجتماعی سیاسی تآتر در ایران» و مترجم « نمایشنامه نویسی در شوروی» در اداره ی   تآتر با حضور گروهی از همدوره ای های دانشکده ی هنر های دراماتیک برگزار گردید. در این مراسم […]

ادامه خواندن »

خاموشی ابدی نویسنده‌ی تاریخ اجتماعی_سیاسی تآتر در ایران

نوشته شده در

با اندوه فراوان خبر درگذشت ناگهانی مجید فلاح‌زاده، کارگردان، پژوهشگر و مترجم نمایش‌نامه و پژوهشی هنر نمایش را با کمال تأسف، در نیمه‌‌ی اول مردادماه دریافت داشتیم.  

ادامه خواندن »

خاموشی مجید فلاح‌زاده، کارگردان، پژوهشگر در تاریخ هنر و نمایش را تسلیت می‌گوییم

نوشته شده در

 خاموشی ابدی مجید فلاح‌زاده با اندوه فراوان خبر درگذشت ناگهانی مجید فلاح‌زاده، کارگردان، پژوهشگر و مترجم نمایش‌نامه و پژوهشی هنر نمایش را با کمال تأسف، در نیمه‌ی اول مردادماه دریافت داشتیم. سفر به کابل فلاح‌زاده سال‌های اقامت خود را در کابل، افغانستان به تربیت گروه تآتری بزرگی پرداخت که در رشد و بالندگی تآترا آن […]

ادامه خواندن »

هیأت امناء و هیأت مدیره‌ی «مؤسسه‌ی تحقیق برای توسعه صنعت احداث و انرژی» در محل دفتر نشر پژواک کیوان

نوشته شده در

 ۱۳۹۶ روز پنج‌شنبه نوزدهم مردادماه دستور جلسه جلسه با حضور آقایان جناب مهندس علی‌اصغر گل‌سرخی، مهندس عباس زرکوب، مهندس جعفر سبوخی و مهندس محمود شریفیان هیأت در محل دفتر انتشارات پژواک کیوان، درباره‌ی ضرورت فعالیت‌های فرهنگی _اجتماعی یکایک افراد جامعه در شرایط کنونی تأکید گردید، ضمناً در مورد ارتباطات فرهنگی نشر پژواک کیوان و مؤسسه‌ی […]

ادامه خواندن »

طلای موهایت

نوشته شده در

از پس و پشت لنز سیاه چشمانت بهار بر برهوت کویر دلم جای خوش کرده ست به یاد طلای موهایت گندم زار دلم را می کنم درو و خرمنکوب ها را به قاطر روزگار خواهم بست تا بکوبد گندم های عمر بی حاصل را میدانم حتمن به دیدارم سر خرمن گذر خواهی کرد در خواب […]

ادامه خواندن »
میر جلال‌الدین کزازی

به دور از تو…

نوشته شده در

به دور از تو تن و توشی نمانده‌ست مرا جان و دل و هوشی نمانده‌ست ‌ چنانم درد دوری سود، کز من‌ مگر فرسوده تن‌پوشی نمانده‌ست ‌ اگر شیری کنی بر من بتازی شود پیدا که خرگوشی نمانده‌ست ‌ مرا جز تو که شاه نیکوانی پری‌رویی، پرن‌دوشی نمانده‌ست ‌ بیا و کام جان را نوش […]

ادامه خواندن »
خفاش کوچولو

خفاش کوچولو

نوشته شده در

گزینش تریلوژی خفاش کوچولو ـ بال نقره ای، بال آفتابی، بال آتشین- در فصل تابستان برای من غیرمنتظره نبود. آن روزها که برای آماده سازی چاپ روی کتاب کار می کردم، بارها و بارها، همزادپنداری موجب شد تا کودکی خود را در قالب شید، توله خفاش مردنی تریلوژی، یا در قیافه ی آریل، خفاش مادری که در آخرین سفر چندهزار مایلی کوچشان، شوهرش را از دست داد و ناچار شد بچه اش را به تنهایی بزرگ کند.

ادامه خواندن »

پارک شهر در مه

نوشته شده در

اینجا آمده‌ام برای چه کار؟ نه پیدا من نه پیدا یک درخت پارک شهر گم شده است       در  مه بر فرش برگ‌‍ها ایستاده رفتگر پک به سیگار می‌زند        دزددانه یک شبح برگ تازه می‌شود کلاغ تازه می‌شود صبح از میان مه          تازه می‌شود پدید آمدم […]

ادامه خواندن »