صفحه نخست

میر جلال‌الدین کزازی

به دور از تو…

به دور از تو تن و توشی نمانده‌ست مرا جان و دل و هوشی نمانده‌ست ‌ چنانم درد دوری سود، کز من‌ مگر فرسوده تن‌پوشی نمانده‌ست ‌ اگر شیری کنی بر من بتازی شود پیدا که خرگوشی نمانده‌ست ‌ مرا جز تو که شاه نیکوانی پری‌رویی، پرن‌دوشی نمانده‌ست ‌ بیا و کام

خفاش کوچولو

خفاش کوچولو

گزینش تریلوژی خفاش کوچولو ـ بال نقره ای، بال آفتابی، بال آتشین- در فصل تابستان برای من غیرمنتظره نبود. آن روزها که برای آماده سازی چاپ روی کتاب کار می کردم، بارها و بارها، همزادپنداری موجب شد تا کودکی خود را در قالب شید، توله خفاش مردنی تریلوژی، یا در قیافه ی آریل، خفاش مادری که در آخرین سفر چندهزار مایلی کوچشان، شوهرش را از دست داد و ناچار شد بچه اش را به تنهایی بزرگ کند.